فهرست اپیکور از دارایی‌های لازم برای خوشبختی

برگرفته  از کتاب تسلی بخشی های فلسفه – آلن دوباتن

اپیکور فیلسوف باستانی روم در دوره 300 پیش از میلاد و بنیان‌گذار مکتب اپیکوریسم و کسی بود که خوشبختی انسان را دررسیدن به سه دارایی خلاصه کرد.

1.دوستی 

پیش از آن‌که چیزی بخوری یا بیاشامی، خوب ببین با چه کسی می‌خوری، نه چه می‌خوری، زیرا غذا خوردن بدون دوست چیزی نیست غیر از زندگی شیر یا گرگ.

در نگرش اپیکور جایگاه روابط انسان‌ها، یکی از اساسی‌ترین نیازهای انسان تلقی می‌شد به عقیده‌ی او  ما وجود نخواهیم داشت مگر وقتی کسی بتواند ما را ببیند و بشنود .

داشتن عشق و رابطه صمیمی با افراد دیگر مستلزم پذیرش هرکس با هر نوع نظر و سلیقه‌ای است و مهم‌ترین عامل این پذیرش, عدم توجه به جایگاه اجتماعی، وضع مالی، نوع پوشش و … است.

رفیق واقعی کسی است که راحت به تو ایراد بگیرد، نظرات خودش را راجع به  رفتار تو بیان نماید و اجازه دهد تو نیز این‌چنین باشی و با تمام اختلاف‌نظری که ممکن است بینشان وجود داشته باشد عاشق یکدیگر باشند و بتوانند به‌صورت مسالمت‌آمیز دغدغه یکدیگر را حل و باهم کاشف حقیقت زندگی شده و شخصیت خود را به‌سوی آرامش، رشد نمایند. این چیزی نیست که حتی با ثروت بی‌نهایت بتوان آن را به دست آورد.

اگر دوستانی دارید که انتخاب آن‌ها از روی وجه اجتماعی و یا تفاهم شدید سلیقه در نظرات و سبک زندگی شما بوده است، باید بدانید که این دوست خوب است،  اما هرگز نمی‌توانید باعث تغییر و رشد یکدیگر شوید، زیرا شما در مراودت با او از نعمت شگفت‌انگیز انتقاد عاشقانه محروم مانده‌اید.

کمی لحظات انتقادهای عاشقانه در دوستی را در ذهن یادآور شویم:

-صبر کن تو نباید توی این هوا با این لباس بیایی بیرون بی‌شک سرما می‌خوری

– نه نباید این حرف رو توی مصاحبه شغلی بزنی تو اشتباه فکر کردی باید این را بگویی…

– نه اصلاً موافق رفتن به این سفر نیستم آخر تو در انتخابت به فلان مسئله بی‌توجهی کردی

– من این را قبلاً تجربه کردم و مثل تو اشتباه تصور کرده بودم پس بهترِ تو رفتار دیگری داشته باشی

همه‌ی این مخالفت‌ها و انتقادها اگر از جانب کسی باشند که ما را عاشقانه دوست داشته باشد و آرزومند خوشبختی ما باشد ، قطعاً یکی از بزرگ‌ترین موهبت‌های زندگی است.

2.آزادی

 کلمه آزادی در طول تاریخ معانی مختلفی به خود گرفته و ممکن است در ذهن هر کس تعبیر متفاوتی داشته باشد . اما درمجموع این تعابیر یک حقیقت واحد آشکار است و آن تحت سلطه نبودن وعدم وابستگی  است.

در زمان  طبقاتی محدود به دو گروه می‌شد، اول کسانی  که در دربار و زیر سیطره حاکم امرار و معاش می‌کردند و گروه دوم افراد معمولی و عمدتاً مسکین و بینوا.

انتخاب گروه اول برای اپیکور و دوستانش که همگی اندیشمند و توانا بودند کار سختی نبود، اما بهای سنگینی به نام اسارت داشت. اما عدم پیوستن به گروه درباریان ، باعث خاکساری آن‌ها نشد و توانستند آزادمنشانه زندگی بی‌آلایشی به‌دوراز هرگونه زرق‌وبرق اما پر از لذت‌های ساده برای خود فراهم کنند و این سادگی هرگز چیزی از شأن و مقام آن‌ها در بینشان کم نکرد زیرا با جدا کردن خود از ارزش‌های مادی، دیگر خود را بر آن اساس ارزیابی نکردند.

 آزادی یعنی اجرای فکر و هدفی کاملاً شخصی بدون هیچ محدودیتی و احساس رضایتمندی از زندگی و هرآن چه که باعث آشفتگی انسان از این حیث می‌گردد، مانعی است در مسیر خوشبختی و آرامش

دستیابی به آزادی می‌تواند با تغییر نگرش و توقع انسان از عوامل بیرونی ، سهل و یا غیرممکن گردد. فرض کنید که کسی پیدا شود که آرامش و امنیت خود را در داشتن یک تانک جنگی بداند و احساس کند با سوارشدن تانک داخل شهر راحت‌تر می‌تواند زندگی کند. و یا اینکه برای اینکه دیگران به او احترام بگذارند حتماً باید مقام و سمت بالایی داشته باشد. هردوی این توقعات به‌شدت وابسته به عوامل بیرونی هستند و به‌سادگی میسر نیستند، بنابراین آزادی برای این فرد ممکن است بسیار سخت و حتی دست نیافتی باشد.

شخص دیگری آزادی خود را در خرید خودروی مسافرتی وزندگی در طبیعت می‌داند و به‌هیچ‌وجه از باب نظرات دیگران و منزلت اجتماعی ، اضطرابی ندارد و خود از قیدوبندهای عمومی و رایج رها می‌نماید. جدای از اظهارنظر درمکرد این سبک زندگی ، بدیهی است رسیدن به آزادی با این نوع تفکر بسیار آسان‌تر از نمونه قبل است.

3.تفکر

تفکر به معنای اندیشیدن به مسائل اضطراب‌آور و نگران‌کننده زندگی است.

انسان در ابتدای مواجهه  با حوادث و اتفاق‌های بد زندگی، معمولاً سراغ تفکر نرفته و از این نیروی شگفت‌آور خود بهره نمی‌برد اما در آخر تنها راه آرامش و عبور از این مسائل تفکر برای پذیرش و یا چاره‌اندیشی این قضایا است.

به‌واسطه دغدغه‌های زندگی در آن زمان، که بی‌شک نسب به مشکلات ریزودرشتی که انسان در طول تاریخ برای خودساخته، هیچ بوده‌اند، اپیکور عقیده داشت دلیل اضطراب و نگرانی اکثر آدم‌ها عدم پذیرش واقعیت مرگ است و اگر به این حقیقت فکر کند که در مرگ چیزی جز نسیان و خاموشی مطلق وجود ندارد ، پس هرگز از چیزی نمی‌هراسد چون آن را تجربه نخواهد کرد.

اعتقاد اصلی به تفکر یعنی: تحلیل غنی و سنجیده‌ی مسائل زندگی و این بها از تعامل ، نظرخواهی، همفکری که درنهایت دایره‌وار به تفکر ختم می‌گردد ایجاد می‌شود.

 استدلال اپیکور در تحلیل خوشبختی

اگر پول داشته باشیم ولی از نعمت دوستان، آزادی وزندگی تحلیل‌شده محروم باشیم، هرگز واقعاً خوشبخت نخواهیم بود. و اگر از این سه نعمت برخوردار باشیم ولی پول نداشته باشیم، هرگز بدبخت نخواهیم بود.

دسته‌بندی نیازهای انسان در اپیکوریسم

1.نیازهای طبیعی و ضروری

2.نیازهای طبیعی و غیرضروری

3.نیازهای غیرطبیعی و غیرضروری

 

طبیعی و ضروری       طبیعی ولی غیرضروری      نه طبیعی و نه ضروری

دوستان                     خانه بزرگ                          شهرت

آزادی                         مهمانی                              قدرت

تفکر                           خدمتکار                           

غذا                             گوشت و ماهی

مسکن      

پوشاک

باکمی تأمل می‌توان فهمید علت خیلی از آشفتگی‌های ما در زندگی، در تعیین اولویت‌ها و خواسته‌هایمان است و بدون آنکه متوجه باشیم درگیر اضطراب منزلت شده و خوشبختی و رضایتمندی را از خود می‌رهانیم.

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *